محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )

298

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )

پوست گردكان تر ، تخم چغندر و تخم كرفس و مرّصاف ، بالسوية ، از هر يك دو درهم ؛ خاكستر ريشهء صنوبر ، اقاقيا ، مصطكى و دانهء خرماى سوخته ، از هر يك يك درهم ، با يك رطل روغن خيرى و امثال آن و سه رطل آب بجوشانند تا آب سوخته ، روغن بماند ، پس صاف نموده ، چهار مثقال لادن در او حل كرده و استعمال نمايند . [ 836 ] نسخهء ديگر : به غايت قوى است جهت دراز كردن موى و تشقق و سياه كردن و منع تساقط ، بسيار مؤثر است : آمله ، سى ؛ مازو ، پوست بليله و تخم مورد ، هر يك ده ، در هشت رطل شراب بعد از نيم كوب كردن خيسانيده و بجوشانند تا به سه رطل رسد ، پس او را صاف نموده ، بر روى اين ادويه بريزند برگ مورد ، سى ؛ تخم چغندر ، بيست ؛ حنا و پرسياوشان ، هر يك ده : سعد ، كندر و مصطكى ، هر يك پنج ؛ تخم كتان بوداده ، پانزده پس سه شبانه روز بگذارند و بعد از آن بجوشانند تا به ثلث رسد ، آن گاه صاف نموده ، با صد مثقال روغن كنجد به آتش نرم بجوشانند تا روغن بماند . [ 837 ] نسخهء ديگر : موى را بروياند و دراز كند و از ريزه شدن و ريختن نگاه دارد : بطون ارنب ، قضيب گاو خشك كرده هر دو را بسوزانند ، سمّ سوختهء الاغ و شاخ جاميش محرق ، بالسوية با پيهء خرس ضماد نمايند - و اگر پيه خرس به هم نرسد ، با روغن كنجد استعمال نمايند - و هرگاه مجموع اجزاء متعذر باشد ، بعضى كافى است . [ 838 ] ادويه‌اى كه منع رويانيدن موى كند : از آن جمله طلا كردن پيهء تازهء افعى است كه تخلف نمىكند . و به دستور ، ماليدن مغز سر گوسفند و آهك ، موى را ساقط كرده و ديگر نمىرويد . و به دستور ، موى را قلع كرده ، بمالند . و از مجربات است طلا نمودن تخم مورچه و بزر البنج و بزرقطونا و شبّ و افيون با سركهء مصعد بعد از كندن موى . و به دستور ، بعد از نتف موى ، آهك را در سركه طبخ نموده بمالند . و به دستور ، خون سنگ پشت و قديد وزغ و خون زلو و زلوئى كه در ظرف قلعى خشك كرده باشند . و همچنين چوب زبد البحر را با ترشى ترنج بعد از قلع موى بمالند و نوشادر محلول به زهرهء گاو و برگ خشك توت با خون وطواط ، به غايت مؤثر است . و خون خفاش و مغز سر و جگر او از موثرات قويه و آزموده است و قدما تصريح كرده‌اند